

تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری درست مثل این می مونه که کسی رو که تا حالا ندیدی رو بخوای به خاطر بیاری.
پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود ، و به ماهی نگاه میکرد و می گفت : سقف قفست شکسته چرا پرواز نمی کنی؟!!!
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست،کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم.

زندگی آنقدر عجیب نیست که شما تصور می کنید, زندگی آنقدر عجیب است که شما نمیتوانید تصور کنید!!!
وقتی آدم تنها میشه ... دنبال دوست میگرده ... وقتی پیدا میکنه دنبال عیباش میگرده ... و وقتی گمش میکنه دنبال خاطراتش میگرده ... و باز تنهایی...
آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی، نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی...
سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی...
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است...
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند... اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم .... سکوت پر، بهتر از فریاد تو خالیست... دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد ، بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید...!!
اگه صخره و سنگ تو مسیر رودخونه ی زندگیت نباشه صدای اب اصن قشنگ نیست.
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ است.
روی هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالا تر است نه به خاطر این که خداست به خاطر این که دستت را بگیرد.

شخصی را به جهنم می بردند . در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت.
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.
توکتاب خوندم سیگار بَده دیگه سیگار نکشیدم. تو کتاب خوندم مشروب بَده دیگه مشروب نخوردم.تو کتاب خوندم دروغ بَده دیگه دروغ نگفتم. تو کتاب خوندم عشق بَده دیگه کتاب نخوندم.
خدایا چه سخت است انسان بودن و انسان زیستن و چه زجری میکشد آن کس که انسان است.
هر وقت تو زندگیت به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی نترس و نا امید نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار می گذاشتن...........
